گاهی اوقات به تو می اندیشم
شاید قلب من برایت جای امنی باشد
ولی آنقدر بزرگی که توصیفت از توان ذهن من خارج است
چگونه می شود یک بانوی فرانسویِ زیبا با گیسوانی رها که زیر بارانِ پاییزی بدون چتر، بی قرار ، با لبخندی زیبا بر لبانش، در شانزلیزه؛ با لباسِ سرخِ بلندی ، بی امان می رقصد را توصیف کرد؟
در گوشه ای دیگر جوانِ عابرِ بی نوایی، محو تماشایت؛ به درختی پیر تکیه داده است.
بهشت را می توان تصور کرد؟
در نظر من که همان بانوی فرانسوی هستی که با نگاه کردن به تصویر همچون رویای تو، می توان خود را در میان آتشی که بر ابراهیم بهشت شد، تصور کرد .
نمی شود چشم از تو، مانند آن جوان برداشت..
من آن عابر بی نوا هستم ،که به تو خیره شده و نفسش از آن همه زیبایی بند آمده ؛
ولی حتی فرانسوی بلد نیست ...
پاسخ
کنت دراکولا ١١ مرداد ٩٩
ممنون الناز
الناز33 ١٠ مرداد ٩٩
خیلی زیبا
کنت دراکولا ١٠ مرداد ٩٩
ممنون پیناز عزیز

 

اصلا عذاب وجدان میگیرید؟
پاسخ
_ارسلان_ ١٠ مرداد ٩٩
هممون میگیرم
کنت دراکولا ١٠ مرداد ٩٩
yaldaffffff ١٠ مرداد ٩٩

 

حالتونو با اسمایلی یا استیکر بگید ...
پاسخ
کنت دراکولا ١٠ مرداد ٩٩
gandomi ٩ مرداد ٩٩
maryam p r ٩ مرداد ٩٩

 

خلاصه ...
پاسخ
پینار ٢ مرداد ٩٩

 

میخوام رمانهامو تو فضای مجازی منتشر کنم
اگر دوست دارید بخونید، بیایید پیوی لینک بدم
خلاصه حمایت کنید
پاسخ
کنت دراکولا ٢٨ تير ٩٩
*yasamin* ٢٢ تير ٩٩
تلگرام ندارم ک فعلنی ولی نصبیدم حتما
gandomi ١٩ تير ٩٩
الان دیگه حوصله رمان خوندن نیس
١ صفحه بعد >>
کنت دراکولا
کنت دراکولا

کنت دراکولا

اهل لرستان است

تاریخ 25 اسفند 90 عضو چت اورداپ شده

عضویت چت روم اورداپ

صفحات و تصاویر
آخرین فعالیت اورداپی ها
دوستان